صفحه
در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر
کنيد...
+ نوشته شده توسط منتظران در دوشنبه 1387/05/28 و ساعت
22:10 |
مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) از آیات و مراجعی بود که بی واسطه به فیض ملاقات حضرت مهدی، صاحب الزمان ارواحنا له الفداه مشرف شده بود. یکی از آن موارد، قضیه شگرفی است که مرحوم شیخ محمد شریف رازی در جلد اول کتاب گنجینه دانشمندان نقل کرده است. او می نویسد: علامه حاج سید محمد حسن میرجهانی طباطبایی، صاحب تألیفات مفید که از خواص اصحاب ایشان بودند حکایت کرده اند که: « یکی از علمای زیدیه به نام سید بحرالعلوم یمنی وجود حضرت ولی عصر علیه السلام را انکار می کرد و با علما و مراجع شیعه آن روز مکاتبه کرده و برای اثبات وجود و حیات آن حضرت برهان می خواست و آقایان از کتب اخبار و تواریخ عامه و خاصه اقامه دلیل می کردند؛ ولی وی قانع نمی شد و می گفت: من هم این کتب را دیده ام. تا اینکه برای مرحوم آیت الله اصفهانی نامه نوشت و جواب قاطعی خواست. سید در جواب مرقوم فرمود: جواب شما را باید مشافهتاً بدهم، شما طی سفری به نجف مشرف شوید. شب بعد به منزل آسید ابوالحسن آمدند و پس از صرف شام و رفتن اکثر میهمانها و گذشتن نیمی از شب، نوکر خود، مشهدی حسین چراغدار را طلبیده و فرمودند: به سید یمنی و فرزندش بگویید بیایند و ما تا درب منزل رفتیم به ما فرمودند: شما نیایید و خود به اتفاق سید و فرزندش رفتند و ما ندانستیم کجا رفتند. گفتم: چطور؟ گفت: برای اینکه آقای اصفهانی حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام را به پدرم نشان داد. تفصیل آن را پرسیدم. + نوشته شده توسط منتظران در چهارشنبه 1387/05/09 و ساعت
18:25 |
عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق از امام محمد باقر از امام سجاد (ع) نقل می کند که امام حسین (ع) فرمودند: در نهمین فرزند من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران است ، او قائم ما اهل بیت و خدای تعالی امر او را در یک شب اصلاح فرماید.کمال الدین و تمام النعمه باب 30 2-از امام حسین (ع) روایت است که فرمودند : قائم این امت نهمین از فرزندان من است او صاحب غیبت است و او کسی است که میراثش را در حیاتش تقسیم می کند. کمال الدین و تمام النعمه باب 30 3- عبدالله بن عمر از امام حسین (ع) روایت می کند که حضرت فرمودند: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را به قدری طولانی فرماید تا آنکه مردی از فرزندان من خروج نماید و زمین را از عدل و داد آکنده سازد هم چنان که پر از ظلم و جور شده باشد ، از رسول خدا (ص) چنین شنیدم. کمال الدین و تمام النعمه باب 30 4- روایت است که عیسی خشّاب از امام حسین (ع) سوال کرد : آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود : خیر ، ولیکن صاحب الامر طرید و شرید و خونخواه پدرش و دارای کنیه عمویش می باشد ، او شمشیر را هشت ماه روی دوش خود می نهد. کمال الدین و تمام النعمه باب 30 5- از امام حسین (ع) روایت است که فرمودند : برای او غیبتی است که گروهی از دین برمی گردند و گروهی ثابت قدم می مانند . به ثابت قدمان گفته می شود: اگر راست می گوییدچه زمانی این وعده تحقق می پذیرد ؟ آگاه باشید که بردباران در عصر غیبت در مقابل آزار و تکذیب همانند مجاهدان و جنگجویانی هستند که در حضور رسول الله شمشیر زده اند. اعلام الوری ، ص 348 + نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه 1387/03/19 و ساعت
15:32 |
نقل مى كنند: بعضى از علماى متعصّب اهل سنّت كتابى در ردّ مذهب جعفرى نوشته بود، و آن را براى مردم مى خواند و مردم را نسبت به مذهب تشيّع ، گمراه و بدبين مى نمود، مرجع معروف شيعه ، علامه حلّى (متوفى 726 ه.ق ) تصميم گرفت به هر نحو ممكن ، آن كتاب را از وى به عنوان امانت بگيرد و پس از اطلاع از مطالب آن ، ردّ آن را بنويسد، ولى آن دانشمند سنّى ، آن كتاب را به هيچكس نمى داد.
علامه حلى مدتى به عنوان شاگرد او، به كلاس درس او رفت ، و ارتباط خود را با او گرم كرد، و پس از ايامى ، از او تقاضا كرد كه مدتى آن كتاب را به عنوان امانت به وى بدهد. سرانجام او گفت : ((من نذر كرده ام كه اين كتاب را بيش از يك شب به احدى ندهم .)) علامه ، فرصت را از دست نداد، به عنوان يكشب ، آن كتاب را از او گرفت و به خانه اش آورد، و تصميم گرفت از روى آن كتاب ، تا آنجا كه امكان دارد، رونوشت بردارد، مشغول نوشتن آن كتاب شد، تا نصف شب فرا رسيد، ناگهان شخصى در لباس مردم حجاز، در همان نصف شب (به عنوان مهمان ) بر علامه وارد شد، و پس از احوالپرسى ، به علامه گفت : ((نوشتن اين كتاب را به من واگذار و تو خسته اى ، استراحت كن .)) علامه قبول كرد، و كتاب را در اختيار او گذاشت ، و به بستر رفت و خوابيد، پس از آنكه از خواب بيدار شد، ديد كسى در خانه نيست ، و آن كتاب (با اينكه قطور بود) بطور معجزه آسائى تا آخر نوشته شده است ، و در پايان آن نام مقدس امام زمان ، حضرت مهدى (عليه السلام ) امضاء شده است ، فهميد كه آن شخص امام زمان (عج ) بوده و علامه را در اين كار كمك نموده است . بعضى در مورد اين حكايت گفته اند: ((اين كتاب ، بسيار ضخيم بود كه رونويسى از آن ، يكسال يا بيشتر، طول مى كشيد، علامه در آن شب ، چند صفحه از آن را نوشت و خسته شد، ناگهان مردى به قيافه مردم حجاز بر او وارد شد و سلام كرد و نشست و به علامه گفت :((تو خط كشى كن و نوشتن را به من واگذار)) علامه قبول كرد و به خط كشى مشغول شد، و او مى نوشت ، اما به قدرى سريع مى نوشت ، كه علامه در خط كشى صفحات به او نمى رسيد، هنگامى كه آواز خروس در سحر آن شب بلند شد، علامه ديد، كتاب تا آخر، نوشته شده است . + نوشته شده توسط منتظران در چهارشنبه 1387/03/15 و ساعت
0:32 |
1ـ ناسخ ج 1/ 235- 233 + نوشته شده توسط منتظران در سه شنبه 1387/03/14 و ساعت
13:41 |
واقعا باید عبرت گرفت ، بد نيست يه كم به خودمون بيايم ... اگر اين شهدا نبودن ما الآن.... + نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت
14:2 |
+ نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت
12:36 |
عنايات امام مهدىعليه السلام به ملاّاحمد مقدس اردبيلىرحمه الله[متوفاى 993 ه. ق] + نوشته شده توسط منتظران در جمعه 1387/03/03 و ساعت
13:39 |
![]() شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به تمامی شیعیان جهان مخصوصا
حضرت بقیه الله الاعظم ( ارواحنا له الفداه ) تسلیت عرض مینماییم.
لعن الله قاتلیک ، یا فاطمه الزهرا (س)
+ نوشته شده توسط منتظران در چهارشنبه 1387/03/01 و ساعت
20:32 |
![]() + نوشته شده توسط منتظران در چهارشنبه 1387/03/01 و ساعت
19:35 |
|
| |||